بررسی روابط اسماعیلیه نزاری شمال ایران با رستمداران پادوسپانی
اسماعیلیه نزاری شمال ایران توسط حسن صباح در سال (483)ه. ق با تسخیر قلعه الموت تاسیس گشته و در سال (654)ه. ق. توسط هلاکوخان مغول منقرض شده است. لذا این تحقیق به بررسی تعامل و تقابل این سلسله با سلسله پادوسپانی شاخه رستمداری دراین فاصله زمانی - که تقریبا دو قرن میباشد- میپردازد. این پژوهش با توجه به دوره همزمانی حکومتهایی از جمله سلجوقیان، خوارزمشاهیان، مغولان، مرعشیان و باوندیان دوره دوم و ابتدای سوم با حکومت اسماعیلیه ورستمدار -که متاثر از همدیگر بوده اند - به چگونگی و چرایی روابط این دو سلسله مورد نظر با روش توصیفی- تحلیلی میپردازد. در تبیین این روابط میتوان نتیجه گرفت که ارتباط این دو سلسله بستگی به نوع سیاست حاکمانش در بعضی موارد با استراتژی تعامل وگاهی با استراتژی تقابل وگاهی نیز با بی تفاوتی همراه بوده است که در این میان بیشترین استراتژی برخورد تقابلی برای زمان حکمرانی استندار کیکاووس بوده که هم عصر اسپهبد شاه غازی باوندی دشمن سرسخت اسماعیلیان بوده. تضادهای رویکردی مذهب شیعی استنداران پادوسپانی با مذهب اسماعیلیه، تاثیر فراوانی بر روابط دو سلسله مذکورداشته است و علت بیزاری از فرقه اسماعیلیه و محلد دانستن شان در رویان ومازندران در برههای از زمان گشته است.